سامانه از دل کلینیک بیرون آمده، نه از اتاق جلسهٔ یک شرکت نرمافزاری. ما سالها دیدیم چطور یک لید در واتساپ گم میشود و یک پیگیری پس از عمل هیچوقت انجام نمیشود — و تصمیم گرفتیم همهٔ این مسیر را در یک سیستم واحد جمع کنیم.
کار را با مشاورهٔ عملیاتی در کلینیکهای زیبایی شروع کردیم. الگو در همهٔ آنها یکی بود: تیمهای زحمتکش، ابزارهای پراکنده و دادهای که هیچجا کامل نبود.
بهجای شروع از فاکتور، از لید شروع کردیم؛ چون درآمدِ ازدسترفتهٔ کلینیک قبل از صندوق، در پیگیرینشدنها از دست میرود.
نوبتدهی، پروندهٔ بیمار، اتاق عمل، انبار دارو، پورسانت و مالی یکییکی اضافه شدند — با این قید که هیچکدام جزیرهٔ جدا نباشند.
امروز ۱۶۵ ماژول عملیاتی، دستیار هوشمند سانا و اپلیکیشن بیمار با نام و لوگوی خودِ کلینیک، در یک پلتفرم کار میکنند.
هر تماس، پیام، نوبت و پرداخت باید ثبتشده، دارای مسئول و قابل ردیابی باشد. سیستمی که فراموش میکند، به تیم اعتماد نمیآورد.
هر ابزار جدا یک نقطهٔ نشتی است. ما ترجیح میدهیم یک ماژول را دیرتر بسازیم، اما داخل همان جریان یکپارچه.
دسترسی نقشمحور، تاریخچهٔ تغییرات و رد حسابرسی برای هر اقدام؛ هرکس فقط بخش کار خودش را میبیند.
پیچیدگی عملیات کلینیک واقعی است؛ اما پرسنل نباید آن را حس کند. اگر آموزش یک صفحه بیش از چند دقیقه طول بکشد، طراحی ما اشتباه بوده.
پزشک و مشاور عملیاتی کلینیکهای زیبایی؛ صورتمسئلهٔ سامانه از تجربهٔ او شکل گرفت.
مسئول اینکه هر صفحه بدون آموزش طولانی قابل استفاده باشد و مسیر کاربر کوتاه بماند.
زیرساخت، امنیت داده، دسترسی نقشمحور و اتصالهای رسمی مثل اینستاگرام و درگاهها.
انتقال داده، آموزش پرسنل و همراهی تا وقتی کلینیک کاملاً روی سامانه بچرخد.
پاسخگویی روزانه به تیمهای کلینیک و بازگرداندن بازخوردها به مسیر محصول.